مقالهای با عنوان «حقیقت ترکیبی انسان از روح و جسم؛ نظریهپردازی هشام بن حکم دربارۀ حقیقت انسان» در فصلنامه علمی پژوهشی تحقیقات کلامی (سال چهارم، شماره پانزدهم، زمستان 1395) منتشر شده است. این مقاله به بررسی نظریههای مختلف درباره حقیقت انسان، به ویژه نظریههای هشام بن حکم، متکلم امامی قرن دوم هجری، میپردازد.
خلاصه مقاله:
مقاله با بررسی نظریههای مختلف درباره حقیقت انسان آغاز میشود. در میان این نظریهها، نظریههای فیزیکالیستی (که حقیقت انسان را صرفاً جسمانی میدانند)، نظریههای روحانگارانه (که حقیقت انسان را به روح منحصر میدانند) و نظریههای ترکیبی (که انسان را ترکیبی از روح و جسم میدانند) مورد توجه قرار گرفتهاند. نویسندگان مقاله به بررسی نظریههای هشام بن حکم، به عنوان یکی از متکلمان برجسته امامیه، میپردازند که به «دوآلیسم واقعی» معتقد بود. بر اساس این نظریه، حقیقت انسان ترکیبی حقیقی از روح و جسم است، اگرچه اصالت با روح است.
محورهای اصلی مقاله:
- نظریههای مختلف درباره حقیقت انسان:
- نظریه فیزیکالیستی: حقیقت انسان را صرفاً جسمانی میداند.
- نظریه روحانگارانه: حقیقت انسان را به روح منحصر میداند.
- نظریه ترکیبی: انسان را ترکیبی از روح و جسم میداند.
- نظریه هشام بن حکم:
- هشام بن حکم به «دوآلیسم واقعی» معتقد بود، یعنی حقیقت انسان ترکیبی حقیقی از روح و جسم است.
- او معتقد بود که روح و جسم هر دو در تشکیل هویت انسان نقش دارند، اما روح به عنوان عنصر اصلی و ثابت حقیقت انسان محسوب میشود.
- هشام بن حکم بر این باور بود که روح میتواند بدون نیاز به بدن به فعالیتهای ادراکی بپردازد.
- تحلیل روایات و آیات:
- نویسندگان به تحلیل روایات و آیاتی میپردازند که به حقیقت انسان اشاره دارند و نشان میدهند که روح و جسم هر دو در تشکیل هویت انسان نقش دارند.
- برخی روایات به جسمانی بودن روح اشاره میکنند، در حالی که برخی دیگر بر تجرد نسبی روح تأکید دارند.
- تفکیک سه ساحت حقیقت انسان:
- هشام بن حکم حقیقت انسان را در سه ساحت بررسی میکند:
- ساحت نخست: ترکیب حقیقی روح و جسم که هویت انسان را در این دنیا تشکیل میدهد.
- ساحت دوم: وجه ممتاز انسان که شامل عقل و قدرت اراده است.
- ساحت سوم: عنصر اصلی و ثابت انسان که همان روح است و میتواند بدون نیاز به بدن به فعالیتهای ادراکی بپردازد.
- هشام بن حکم حقیقت انسان را در سه ساحت بررسی میکند:
- نتایج:
- نظریه هشام بن حکم به عنوان یک نظریه جامع و دقیق در مورد حقیقت انسان مورد توجه قرار گرفته است.
- این نظریه از اشکالات نظریههای فیزیکالیستی و روحانگارانه اجتناب میکند و به ترکیبی حقیقی از روح و جسم معتقد است.
- هشام بن حکم بر این باور بود که روح میتواند بدون نیاز به بدن به فعالیتهای ادراکی بپردازد، اما در عین حال بدن را نیز به عنوان بخشی از حقیقت انسان به رسمیت میشناسد.
نویسندگان مقاله:
- محمدتقی سبحانی: عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و عضو انجمن کلام اسلامی حوزه.
- حسین نعیم آبادی: دانشجوی دکتری دانشگاه ادیان و مذاهب قم و پژوهشگر پژوهشکده کلام اهل بیت.
کلیدواژهها:
حقیقت انسان، روح، جسم، نفس، هشام بن حکم، دوالیسم.
این مقاله به بررسی دقیق نظریههای کلامی درباره حقیقت انسان، به ویژه نظریههای هشام بن حکم، پرداخته و تلاش کرده است تا با تحلیل روایات و آیات، دیدگاههای مختلف را در این زمینه بررسی کند.
برای دریافت متن کامل مقاله اینجا کلیک کنید