مقاله “انگاره «معرفت اضطراری» در باور اندیشمندان نخستین امامیه“ نوشته محمدتقی سبحانی و محمدحسین منتظری در فصلنامه علمی پژوهشی تحقیقات کلامی (سال سوم، شماره هشتم، بهار 1394) منتشر شده است. این مقاله به بررسی مفهوم “معرفت اضطراری“ در اندیشه متکلمان و اندیشمندان نخستین امامیه، به ویژه در مدرسه کوفه، میپردازد.
چکیده مقاله:
مقاله با تأکید بر این نکته آغاز میشود که اندیشمندان مسلمان، ایمان و هدایت را بر معرفت به آموزههای بنیادین اعتقادی متوقف میدانند. در این میان، اندیشمندان امامیه در مدرسه کوفه، نظریه “معرفت اضطراری“ را بر پایه قرآن و میراث حدیثی شیعه طرح کردند. بر اساس این نظریه، مفاد کامل معرفتی در عوالم پیشین به انسان اعطا شده و انسان این معرفت را به صورت بالفعل در ضمیر خود دارد. این معرفت، صنع خداوند است و برای انسان قابل اکتساب نیست؛ بلکه انسان تنها باید به مفاد آن متذکر شود. در میان اندیشمندان نخستین امامیه، هشام بن حکم به عنوان پیشرو در مباحث کلامی، سعی کرد خوانشی خردپسندتر از این باور ارائه دهد و فعلیت معرفت اضطراری را منوط به استدلال عقلی دانست.
محتوای مقاله:
- بیان مسئله: اهمیت معرفت در هدایت انسان و اختلافات دیدگاههای اندیشمندان امامیه در ادوار مختلف درباره معرفت.
- دیدگاه جمهور اندیشمندان مدرسه کوفه: بررسی نظریه “معرفت اضطراری” و تأکید بر اینکه این معرفت در عوالم پیشین به انسان اعطا شده و انسان تنها باید به آن متذکر شود.
- چیستی معرفت: معرفت به عنوان امری که با هدایت و رستگاری انسان پیوند وثیق دارد و نقش آن در زندگی انسان.
- راه وصول به معرفت: بررسی این پرسش که چگونه انسان به معرفت دست مییابد و تفاوت دیدگاه امامیه با دیگر مکاتب کلامی.
- اعطای معرفت در عوالم پیشین: بررسی مفهوم “عالم ذر” و نقش آن در اعطای معرفت اضطراری به انسان.
- حدود و مفاد معرفت اضطراری: بررسی مفاد معرفت اضطراری که شامل شناخت خداوند، نبوت و امامت است.
- چگونگی بهرهمندی از معرفت: بررسی این موضوع که چگونه انسانها در زندگی دنیوی از معرفت اعطایی بهرهمند میشوند.
- تفاوت معرفت و اثبات: تمایز میان “معرفت” و “اثبات” و نقش استدلال عقلی در اثبات وجود خداوند.
- دیدگاههای غیرمشهور مدرسه کوفه: بررسی دیدگاههای متفاوت در میان اندیشمندان امامیه، به ویژه دیدگاه هشام بن حکم و مؤمن الطاق.
- نتیجهگیری: جمعبندی نظریه “معرفت اضطراری” و تأکید بر اینکه این نظریه در مقابل دیدگاه معرفت اکتسابی قرار دارد.
نتیجهگیری:
مقاله نشان میدهد که اندیشمندان نخستین امامیه به طور اجماع به نظریه “معرفت اضطراری” باور داشتند و این معرفت را به عنوان موهبتی الهی میدانستند که در عوالم پیشین به انسان اعطا شده است. این نظریه در مقابل دیدگاه معرفت اکتسابی قرار دارد و بر این تأکید میکند که انسانها تنها باید به این معرفت متذکر شوند. با این حال، هشام بن حکم و برخی دیگر از اندیشمندان سعی کردند تفسیری عقلپسندتر از این نظریه ارائه دهند و نقش استدلال عقلی را در فعلیت بخشیدن به معرفت اضطراری برجسته کردند.
این مقاله برای پژوهشگران حوزه کلام اسلامی، تاریخ تشیع و مطالعات مربوط به معرفتشناسی دینی بسیار مفید است و میتواند به درک بهتر تحولات فکری در میان اندیشمندان نخستین امامیه کمک کند.
برای دریافت متن کامل مقاله اینجا کلیک کنید