منبر مکتوب استاد محمدتقی سبحانی در هفتاد و یکمین سالگرد آیت الله العظمی سیدنورالدین حسینی الهاشمی رحمه الله
توفیق؛شناخت و عمل به عهد ها
یکی از نکات مهم و مکرر در قرآن کریم، تأکید بر این واقعیت است که انسان هنگام ورود به جهان هستی، بارهایی از مسئولیت و تعهدات بزرگ را با خود به همراه دارد. انسانها معمولاً به امور روزمره زندگی توجه میکنند مانند، تولد، رشد، اشتغال و دستاوردها؛ اما قرآن کریم در آیات متعدد یادآوری میکند که زندگی انسان همراه با عهدهای الهی است و معنای حقیقی زندگی در شناخت این عهدها و وفای به آنها نهفته است. توفیق انسان در این است که این عهدها را بشناسد، به آنها وفا کند و زندگی خود را بر اساس آنها به پایان برساند.
این عهدها متنوعاند. در برخی آیات شریفه، عهد نسبت به پروردگار در فطرت همه انسانها قرار داده شده است:
وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَىٰ شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَٰذَا غَافِلِينَ (سوره اعراف آیه 172)
در این آیه، خداوند از عهدی یاد میکند که در آن، خود را به ربوبیت برای انسانها شناسانده و از آنان پیمان گرفته است: «أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ؟» (آیا من پروردگار شما نیستم؟) و همه پاسخ دادند: «بَلَىٰ» (آری). انسانها با این شناخت فطری از پروردگار وارد جهان میشوند.
[دشمنشناسی؛رسالت مهمِ انسان]
در آیات دیگر، این عهد به مرحله عبودیت و بندگی میرسد و تأکید میشود که انسانها باید از شیطان و شیطانصفتان پرهیز کنند، شیطان را دشمن بدانند و همواره به دشمنی او توجه داشته باشند. یکی از رسالتهای انسان، دشمنشناسی و شیطانشناسی است. در مقابل، باید دانست که تنها پروردگار معبود حقیقی است و صراط مستقیم تنها یک راه است؛ هر مسیر انحرافی، راه شیطان است.
ولایت؛عهدی الهی بر عهده انسان
یکی از عهدهای مهم که خداوند در فطرت، عقل و وجود انسان قرار داده، عهد ولایت اولیای خداست. خداوند با ائمه نور علیهمالسلام عهد بسته که در راه حق مقاومت کنند و با انسانها عهد بسته که از مسیر آنان تبعیت کنند و ولایتشان را بپذیرند. قرآن کریم میفرماید خداوند حضرت ابراهیم، را به امامت رساند و او را امام مردم قرار داد. ابراهیم پرسید: آیا در ذریه من نیز چنین است؟ خداوند فرمود: عهد امامت تنها به معصومان و انسانهای خاص در تاریخ میرسد. سپس تأکید شده که این عهد ولایت را باید تبعیت کرد:
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ (سوره مائده55)
راه مستقیم، راه خدا، پیامبر صلی الله علیه وآله و حضرت علی بن ابیطالب علیهالسلام است. این پیمان الهی است که در فطرت و عقل انسان قرار گرفته و انسان را به هدایت میرساند. نباید تصور کرد که انسان در این جهان رها شده و تنها است؛ راه مشخص است و خداوند آن را در وجدان و فطرت انسان نهاده است. برای یافتن راه مستقیم، زحمت زیادی لازم نیست؛ کافی است انسان از انحرافات شیطانی و سر و صداها فاصله بگیرد و به حقیقت درون خود توجه کند.
معنای “صدق” در قرآن کریم
قرآن کریم میفرماید این عهد را به همه انسانها داده و در وجودشان نهاده، اما انسانها در برابر آن دو گروه شدند. گروهی عهد خدا را نقض کردند و مسیر خسران را برگزیدند. در مقابل، گروهی با عهد خدا صادقانه برخورد کردند. واژه «صدق» در قرآن معنای عمیقی دارد و اشاره به کسی دارد که تمام وجودش در خدمت یک هدف و آرمان است. بالاترین مدال به حضرت ابراهیم ،به دلیل صدیق بودن داده شد؛ یعنی تمام وجودش در خدمت الله بود و بین قول و عملش تفاوتی نبود. این تعبیر به اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام نیز اطلاق شده است. در روایات کثیره و متواتر (حتی از اهل سنت)، «کُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» به پیامبر و آل ایشان تفسیر شده است؛ یعنی کسانی که ذرهای از وجودشان خارج از صراط مستقیم نیست.
قرآن کریم میفرماید:
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا (سوره احزاب آیه 23)
از مؤمنان مردانی هستند که به پیمانی که با خدا بستند وفا کردند؛ برخی از آنان به شهادت رسیدند و برخی در انتظارند و هیچ تغییری در عهد خود ندادند.
این آیه پیام بزرگی دارد: برخی تا زمانی که شرایط آماده است، به دین و ایمان وفادارند، اما وقتی منافعشان به خطر میافتد، تغییر میکنند. اما این گروه از ابتدا تا انتها ثابت قدماند و هیچ چیز را با خدا معامله نمیکنند.
این آیه به دو گروه اشاره دارد: گروهی که عهد را شناختند، عمل کردند و رفتند؛ گروهی دیگر که هنوز در حال مجاهدتاند و چشم به گذشتگان دارند تا از آنان درس بگیرند. این مردان صادق، تاریخسازند و منار هدایت برای دیگران میشوند.
آیت الله هاشمی شیرازی و عمل به عهد الهی
نمونه بارز چنین شخصیتی، آیتالله العظمی سید نورالدین حسینی الهاشمی شیرازی (رحمهالله علیه) است؛ عالمی مجاهد از خطه فارس که در دوران تاریکی رضا خان، وقتی هیچ یار و یاوری نداشت و ظلم فراگیر بود، از نجف به شیراز آمد. او میتوانست مرجع تقلید شود و زندگی راحتی داشته باشد، اما کانون نجف را رها کرد و در شرایطی که حتی اقامه کوچکترین مراسم دینی ممکن نبود، تنها وارد شیراز شد. او مخفیانه افراد را متعهد به دفاع از مذهب جعفری کرد، شبکهای از انسانهای وفادار ساخت، با علما مشورت کرد و در تغییر شرایط فرهنگی، دینی، سیاسی و اجتماعی نقشآفرینی نمود.
او با فرق ضاله، جریانهای سیاسی انحرافی و آسیبهای اجتماعی مقابله کرد، نیازهای مردم را دید و در حد توان به خدمت پرداخت. هیئتهای مذهبی از پرتو وجود او برخاستند و واژه «هیئت» ظاهراً توسط او رواج یافت. اگر امروز فرهنگ دینی و هیئتها در ایران زنده است، بخشی از آن مرهون تلاشهای اوست.
وظیفه امروز، بزرگداشت چنین شخصیتی است که با نوشتن زندگینامه، انتشار آثار، یادآوری نقش تاریخی او و درسآموزی از حضور در صحنه اجتماعی محقق می شود.الان تشیع و فرهنگ دینی در خطر است و نیاز به حضوری حسینی مانند او دارد.