بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه و تبریک ایام صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. با عذرخواهی از محضر همه عزیزان، عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت حضار محترم، سروران و پژوهشگران ارجمند. در ابتدای سخن، میلاد مسعود آقا امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه و آله) را تبریک عرض میکنم. از خداوند متعال میخواهم که در این ایام، بهترین پاداش ما را امتداد محبت به محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم) قرار دهد و توفیق دریافت معارف و حقایق مکتب علوی را نصیب ما گرداند . خوشوقتم که امروز و در آغاز دورهای تازه در حوزه مکتب معارفی امامت، در محضر عزیزان هستم .
اهمیت ماه رجب به عنوان مدرسه امامت موضوعی که در ابتدای این سلسله جلسات قرار است بیان کنم، اهمیت مسئله امامت و ولایت در ماه مبارک رجب است. این ایده ابتکاری که بنیاد بینالمللی امامت آن را تأسیس کرده، انشاءالله سرآغاز حرکتی مناسب در سطح کشور باشد؛ ایده تبدیل ماه مبارک رجب به «مدرسه آموزش معارف امامتی» و بهرهگیری از این ماه عزیز برای ارتقاء معنویت و معارف ولایت. امیدوارم این مجموعه مباحث که در این چند شب ارائه میشود، یک بسته آموزشی و محورهایی برای آغاز این حرکت باشد .
تفاوت ماه رجب با ایام غدیر در طرح مباحث امامت در فضایل ماه رجب سخن بسیار است و روایات صریح و گستردهای در این باب وارد شده است، از جمله رساله معروف مرحوم شیخ صدوق در «فضائل الاشهر الثلاثة». طبق برخی روایات، ماه رجب، ماه خداوند متعال است. اما آنچه رجب را با مسئله امامت گره میزند، دارای چند بُعد اساسی است . ما معمولاً ایام غدیر و دهه ولایت را داریم که در آنجا از مسئله امامت سخن گفته میشود. اما به نظر میرسد ما نیازمند یک پایگاه و ایستگاه متفاوتی برای توسعه معارف امامتی هستیم. در ایام غدیر، ذهنها و روحها متوجه احیای «رویداد» غدیر و حوادث مرتبط با امیرالمؤمنین (علیه السلام) است که امری بسیار مناسب و ضروری برای فرهنگسازی است. اما برای یک نگاه عمیقتر، موضوعی، محتوایی و معرفتی به مسئله امامت، نیازمند فرصتهایی هستیم که ماهیت «مدرسهای» داشته باشد . معارف امامت آنقدر گسترده، عمیق و دقیق است که تبیین آن نیازمند فرصتی جداگانه است. به گمان ما، بهترین زمان برای برگزاری مدرسه معارف امامت، ایام مبارک رجب است .
بعثت نبی اکرم (صلی الله علیه وآله)؛ آغازگر عصر ولایت
آنچه ماه رجب را برای تبیین نظریه امامت برجسته میکند، مناسبتهای اساسی این ماه است. ما در روزهای پایانی این ماه، مبعث نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) را داریم که به تعبیر دقیق، باید گفت «عصر ولایت الهی» از آن زمان آغاز میشود. آن ولایت کلیه الهی که در قرآن کریم آمده، اساسش از ولایت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است و ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و اهل بیت، شعبه و شعلهای از ولایت مطلقه نبی اکرم (صلی الله علیه وآله) میباشد . توجه به جنبه ولایی بعثت، باب جدیدی را بر روی آموزشهای امامت میگشاید. اساساً جوهره ولایت با جوهره رسالت نبوی عجین شده است. در آیه ولایت و آیه اولیالامر، اطاعت از خدا، پیامبر و سپس اولیای الهی مطرح است. حقیقت امامت از زمان بعثت آغاز شده و بعثت، ولایت آخرین را استقرار میدهد. اعتقاد ما این است که اگر ولایت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) شناخته نشود، ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز روشن نخواهد شد. برای مثال، امامتی که قرآن برای حضرت ابراهیم (علیه السلام) بیان میکند، همان حقیقت ولایت الهی است. خطای بزرگی است اگر تصور شود که امامت صرفاً به معنای جانشینی پس از پیامبر است و تازه بعد از ایشان شروع میشود. مسئله امامت اولاً و بالذات برای نبی مکرم اسلام است و سپس در نسل ایشان امتداد مییابد .
امامت؛ امری استمراری نه تأسیسی
ما باید در ایام رجب، مسئله امامت را به گونهای تبیین کنیم که ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) یک «امر طبیعی و استمراری» تلقی شود، نه یک «امر تأسیسی». ولایت علی (علیه السلام) ادامه همان ولایت پیامبر است . اگر با این نگاه بنگریم که ولایت جزء لاینفک رسالت پیامبر بوده، بسیاری از آیات و روایات روشن میشود. غدیر، اکمال دینی است که اصلش با ولایت رسولالله آغاز شده بود . کسی که ولایت امیرالمؤمنین را نپذیرد، در واقع به ولایت رسولالله (صلی الله علیه وآله) تن نداده است. در حدیث منزلت نیز نسبت علی (علیه السلام) به پیامبر، مانند هارون به موسی است؛ هارون در زمان موسی نیز همپای او بود. بنابراین، ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به تبع ولایت پیامبر، در زمان خود پیامبر نیز وجود داشته است، هرچند ولایت فعلی، عینی و خارجی ایشان پس از فقدان پیامبر محقق میشود . اگر ولایت پیامبر به معنای (النبی اولی بالمومنین من انفسهم آیه ۶ سوره احزاب) شناخته شود، معلوم میگردد که این مقام با پایان رسالت، تعطیلبردار نیست .
۱۳ رجب؛ نگاه تمدنی به ولادت امیرالمؤمنین (علیه السلام)
تولد مولای متقیان در ۱۳ رجب، نقطه عطفی در تاریخ امامت است. این ولادت با آن ویژگیهای استثنایی، خبر از وجود ولیّ الهی بعد از پیامبر میدهد. اما اکتفا کردن به تبریک و جشن، جفا به مقام آن حضرت است . باید پرسید آن حضرت چه جایگاهی در عالم و آینده بشریت دارد؟ ما نیازمند یک نگاه وجودی، جهانی و تمدنی به حقیقت وجودی امیرالمؤمنین (علیه السلام) هستیم تا افق امر امامت گسترش یابد .
فرصت اعتکاف برای تبیین امامت
نکته دیگر، فرصت ایام اعتکاف در ماه رجب است. اعتکاف قله ماه مبارک رجب و اوج مقام بندگی است . برای کسانی که معتکف میشوند و دل و ذهن خود را فارغ کردهاند، بهترین شرایط فراهم است تا «مدرسه امامت و ولایت» را برایشان بگشاییم. اگر بتوانیم محیط اعتکاف را به کانونی برای تبیین اصول امامت تبدیل کنیم، جهشی بزرگ در توسعه معنویت ولایی در جامعه ایجاد خواهد شد . هیچ فرصتی غنیتر از این ایام نیست که بتوان با تشکیل حلقههای معرفتی و پاسخ به شبهات، معتکفین را به ناشران امر ولایت تبدیل کرد .
ولادت امام باقر (علیه السلام) و پایهگذاری مکتب تفصیلی امامت
آغاز ماه رجب با ولادت امام باقر (علیه السلام) همراه است که این نیز فرصتی بینظیر برای تبیین اصول تولی و تبری است. امام باقر (علیه السلام) شکافنده علوم و آغازگر تبیین «تفصیلی» معارف الهی هستند . یکی از بخش های مهم در فرمایشات امام باقر (علیه السلام) تبیین اصول اساسی امامت و ولایت است. به تعبیری منظومه معرفتی امام باقر (علیه السلام)، پایهگذاری مکتب امامت و ولایت است. ایشان از ابعاد، شرایط، ویژگیها، مقامات امام و بحث تولی و تبری به تفصیل سخن گفتهاند. چه نیکوست که ماه رجب را با نظام معرفتیِ امامتیِ حضرت باقر (علیه السلام) آغاز کنیم .
جمعبندی
امیدواریم امسال را بنا بگذاریم و از خدواند عزّوجل و امام عصر (عجل الله فرجه الشریف) بخواهیم توفیق دهند تا ماه رجب را به ماه اختصاصی آموزشهای معارفی امامت تبدیل کنیم و در طول سال، این یک ماه را به مدرسهسازی و مکتبسازی در این عرصه اختصاص دهیم .
پاسخ به پرسشها
سؤال اول: منظور از نگاه تمدنی به ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) چیست؟
دین ابعاد گوناگونی دارد؛ بخشی نظری و معرفتی است و بخشی دستورات و تجویزها. اما اگر اینها بخواهند در جامعه انسانی محقق شوند، نیازمند راهبردها و مدیریت اجرایی هستند. «امامت» آن اصلی است که میان نظر و عمل پیوند برقرار میکند . امامت، هم سخنگوی حقایق الهی است و هم مدیر و مدبر برای اجراییسازی آن اصول. اگر امامت را حذف کنید، بُعد تحققی و عینی دین حذف یا ضعیف میشود. تمدن یعنی «مدنیسازی حقایق دین» در صحنه عمل و اجتماع هرچند تمدن تام و تمام در زمان ظهور محقق میشود، اما اصل امامت دعوت میکند که این الگو و روش در بستر تاریخ پیادهسازی شود .
سؤال دوم: آیا ولایت حضرت علی (علیه السلام) در زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله) بالقوه بود و بعد بالفعل شد؟
تعبیر بالقوه و بالفعل (به معنای مصطلح که قوه فاقد فعلیت باشد) شاید دقیق نباشد. در روایات تعبیر «امام ناطق» و «امام صامت» آمده است. امام ناطق کسی است که ولایت و امر و نهی عملاً به دست اوست. امام صامت نیز دارای مقام ولایت است، اما ولایت او «تبعی» است؛ یعنی به تبعیت از امام ناطق عمل میکند. نظیر این را در داستان هارون و موسی (علیه السلام) داریم. هارون ولایت داشت، اما در حضور موسی (علیه السلام) در مقام وزارت و تبعیت بود، ولی وقتی موسی به کوه طور رفت، هارون نقش اصلی را ایفا کرد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) دارای ولایت بودند، اما به فرمان و اشارت پیامبر و در ذیل ولایت ایشان .
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.