گزارش نشست و متن کامل سخنرانی دکتر محمدتقی سبحانی در آیین رونمایی از پوستر کنگره هزاره علامه کراجکی
متن گزارش و سخنرانی:
نشست علمی و آیین رونمایی از پوستر «کنگره جهانی هزاره علامه کراجکی» به مناسبت نهصد و نود و نهمین سالگرد درگذشت این فقیه، محدث و متکلم برجسته شیعه، با حضور آیات عظام، اعضای جامعه مدرسین، اساتید سطوح عالی حوزه علمیه و جمعی از محققان در سالن کتابخانه مرحوم آیتاللهالعظمی بروجردی (مسجد اعظم قم) برگزار شد. این همایش علمی به همت کتابخانه علامه مجلسی (مرکز تحقیق و پژوهش میراث مکتوب شیعه) و با همکاری مراکز حوزوی و پژوهشی از جمله بنیاد بینالمللی امامت تدارک یافته بود. در آغاز این نشست، ارتحال مرجع عالیقدر تشیع، مرحوم آیتاللهالعظمی شبیری زنجانی (قدسسره) تسلیت گفته شد.
در این محفل علمی، چهار تن از اساتید و صاحبنظران به ایراد سخن پرداختند؛ ابتدا حجتالاسلام والمسلمین شیخ رضا مختاری (رئیس مؤسسه کتابشناسی شیعه) پیرامون ضرورتهای تحقیق موسوعهای و بازتصحیح انتقادی آثار کراجکی نکاتی را مطرح کرد، سپس حجتالاسلام والمسلمین سید حسن موسوی بروجردی (رئیس کتابخانه علامه مجلسی و رئیس کنگره) روند شکلگیری کلانپروژه و تقارن تاریخی رحلت علمای قرن پنجم را تبیین نمود. در ادامه، حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمدتقی سبحانی (رئیس بنیاد بینالمللی امامت) به بررسی جایگاه علامه کراجکی در منظومه متفکران مکتب بغداد و ابعاد کلامی ایشان پرداخت، و در بخش پایانی سخنرانیها، حضرت آیتالله شیخ محمدجواد فاضل لنکرانی (رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار ع) ابعاد تقابل برهانی کراجکی با شبهات مسیحیت و روششناسی جدال احسن وی در تثبیت امامت را تشریح کرد. در پایان مراسم نیز با حضور علما و اساتید از پوستر رسمی کنگره پردهبرداری شد.
در ادامه، متن کامل بیانات و مباحث علمی ارائه شده توسط حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمدتقی سبحانی در این نشست تقدیم میگردد:
متن سخنرانی دکتر محمدتقی سبحانی:
آنچه ما امروز بر اساس دادههای موجود از شخصیت علامه کراجکی گزارش میکنیم، نسبت به آنچه احتمالاً پس از برگزاری کنگره و گردآوری اسناد و دادههای جدید میتوان گفت، تفاوت بسیار خواهد داشت؛ چرا که آگاهیهای کنونی ما از شخصیت، زمانه و فعالیتهای مرحوم کراجکی بسیار اندک است، در حالی که میدانیم او شخصیتی بسیار تأثیرگذار در تاریخ امامیه بوده است.
علت اینکه چرا ما امروز در مقایسه با سایر شخصیتهای بزرگ مکتب بغداد اطلاعات اندکی از مرحوم کراجکی داریم، به اسباب مختلفی بازمیگردد. شاید مهمترین دلیل پنهان ماندن بخشی از ابعاد وجودی ایشان، عدم استقرار و عدم حضور مستمر وی در پایتخت علمی جهان اسلام، یعنی بغداد بوده است. به دلیل پراکندگی فعالیتهای ایشان در محیطهای گوناگون جغرافیایی، کنشگریهای علمی وی به صورت کامل رصد و ثبت نشده و برخلاف یک شخصیت حوزوی مستقر در یک کانون درسی مشخص، برای ما بهروشنی شناختهشده نیست.
اگر بخواهیم ویژگیهای علامه کراجکی را برشماریم، چهار ویژگی برجسته جایگاه این شخصیت را به تصویر میکشد:
۱. قرار گرفتن در تراز ارکان نخستین مکتب بغداد
اگر طلیعه شکلگیری مدرسه بغداد و شخصیتهایی چون نوبختیان و قدما را کنار بگذاریم، در اوج مدرسه بغداد با پنج شخصیت تراز اول مواجهیم: شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی، ابوالصلاح حلبی، و پنجمین شخصیت که به گمانم در علم، عمل و تأثیرگذاری کمتر از آنان نبوده، مرحوم کراجکی است.
۲. جامعیت علمی کمنظیر در دانشهای عصر
عالمان بغداد همگی جامع علوم معقول و منقول بودند و در هر دو ساحت دستی داشتند؛ اما مرحوم کراجکی بنا بر نقل آثارش و گزارشهای تاریخی، در تمام دانشهای زمان خود استاد بوده، اثر تألیفی داشته و ظاهراً محل رجوع و مراجعات علمی به شمار میرفته است. در علم نجوم رسالههای گوناگون دارد، در حوزه طب صاحبنظر بوده، در تاریخ و ریاضیات آگاهیهای گسترده داشته و آثاری به او منسوب است، و تسلط ایشان بر فقه و کلام نیز اظهر من الشمس است. شاید این سطح از تنوع و جامعیت دانش در میان سایر بزرگان بغدادی ما آنچنان نمودار نباشد یا دستکم ما چنین اطلاعاتی از آن شخصیتها در دست نداریم.
۳. حضور عینی، میدانی و مناظرات علمی گسترده
چهار شخصیت نامبردار بغداد، یا در بغداد مستقر بودند و یا اگر مسافرتی داشتند، به یک حوزه علمی و مذهبی مشخص رفتهاند. در میان بغدادیان شخصیتی را نمیشناسیم که کانونها و مراکز گوناگون جهان اسلامِ آن روز را درنوردیده، سفر کرده، حضور یافته و اثر گذاشته باشد. از مصر و قاهره گرفته تا شامات، طرابلس، حلب، جبل عامل، فلسطین و لبنان، ما حضور پرأثر و قوی از مرحوم کراجکی سراغ داریم. معمولاً در تذکرهها نوشتهاند که ایشان برای کسب دانش به این مناطق میرفته است؛ این سخن درستی است و میراث ایشان نشان میدهد که به منابع و آرای اهلسنت وقوف کامل داشته است، اما مهمتر از آن، قرائن بسیار نشان میدهد که کراجکی در این شهرها به حضور میدانی و تأثیرگذاری عینی اشتغال داشته است. مناظرات فراوان او در نقاط مختلف جهان اسلام و رسالههایی که نگاشته — که عمدتاً ناظر به نیازهای شیعیان، غیرشیعیان و حاکمان مناطق مختلف در آن عصر است — گواه این حقیقت است. توجه کراجکی به واقعیات میدانی از طریق مواجهه مستقیم با شخصیتهای تراز اول، از مختصات و امتیازات اختصاصی اوست.
۴. متکلمی مسئلهمحور در برابر جریان آکادمیک
علامه کراجکی را با هیچکدام از بزرگان مدرسه بغداد نباید مقایسه کرد. سایر بزرگان معمولاً شخصیتهای به اصطلاح امروز «آکادمیک و حوزوی» مستقر در کانونهای علمی با حلقههای شاگردان پیرامون خود بودند؛ اما اطلاعاتی در دست نداریم که نشان دهد کراجکی یک حوزه علمیه متمرکز با حلقهای ثابت از شاگردان را اداره کرده باشد. به تعبیر امروزی عربها، ایشان «رجل موضوعی» (شخصیت مسئلهمحور) بود؛ یعنی شخصیتی که همه ابعاد و درونمایههای علمی خود را متناسب با نیازهای عینی در صحنه حاضر میکرد. به همین دلیل آثار کراجکی ناظر به مسائل، نیازها و پرسشهای روزگار است. کتاب کنز الفوائد که مهمترین اثر اوست، ساختاری کشکولمانند دارد؛ این قالب دقیقاً بازتاب نیاز آن روز جامعه شیعه در دریافت و اخذ معارف گوناگون بوده است. نگاه مسئلهمحور کراجکی سبب شده تا وی به تکموضوعات و مطالعات موردی بپردازد؛ لذا اگر کسی بخواهد منظومه فکری او را بشناسد، باید این پارههای اندیشه را در کنار یکدیگر قرار دهد و از ترکیب آنها به هندسه فکری وی پی ببرد. آثار مفید، مرتضی و طوسی آثاری منظم، طبقهبندیشده و آکادمیک است؛ زیرا مخاطبان آنان عالمان و نخبگانی بودند که میخواستند دانش را به شکل تخصصی فراگیرند. اما مخاطبان کراجکی مردمان در میدان، مخالفان شبههافکن و جامعه شیعهای بودند که در آن زمان در خارج از عراق به دانشمندان بغداد نیاز مبرم داشتند.
جایگاه کراجکی در منظومه کلامی بغداد و وفاداری به شیخ مفید
ما وقتی از دور به مکتب بغداد مینگریم، همه جریانها را یکدست فرض میکنیم؛ در حالی که چنین نیست. نوبختیان با شیخ مفید یکسان نیستند و شیخ مفید نیز از نظر فکری با سید مرتضی همسویی کامل ندارد. گرچه همسویی کلان در چارچوبهای کلی مذهب وجود دارد، اما اختلافات آنان بسیار جدی است. سید ابنطاووس در کشف المحجة گزارش میدهد که با تتبع در آثار شیخ مفید و سید مرتضی، ۹۵ اختلاف کلامی میان آن دو یافته است و اگر بیشتر تفحص شود موارد بیشتری به دست میآید.
نکته اساسی اینجاست: مرحوم شیخ طوسی که نزد هر دو استاد بزرگ تحصیل کرده بود، در اندیشههای کلامی تمایلات بسیار جدی به سید مرتضی نشان میدهد و تقریباً جز در مواردی استثنایی، تمام کلام شیخ طوسی همان آموزههای سید مرتضی است. اما علامه کراجکی کاملاً بر مدار مکتب شیخ مفید باقی میماند، به مبانی او التزام میورزد و گرایشهای کلامی سید مرتضی را دنبال نمیکند. این مسئله میتواند تابلوی راهنمای روشنی برای پژوهشگران این کنگره باشد.
به یاد داشته باشیم که آثار اصلی شیخ مفید در کلام از بین رفت، زیرا جریان کلامی سید مرتضی در بغداد، ری و حله امتداد یافت و متون او در نظام آموزشی نسخهبرداری شد؛ اما آثار کلامی شیخ مفید به دست ما نرسید. بنده هشت مورد از اختلافات میان سید مرتضی و شیخ مفید را استخراج کردهام که نشان میدهد کراجکی در تمام این هشت مورد، دقیقاً سمت دیدگاه شیخ مفید ایستاده و تحولاتی را که سید مرتضی از مدرسه مفید ایجاد کرد نپذیرفته است. بنابراین، آثار کراجکی بهترین گذرگاه برای بازیابی و احیای اندیشههای مفقود کلامی شیخ مفید به شمار میآید.


