استاد سبحانی در آیین نکوداشت اندیشههای کلامی شهید صدر:
شهید صدر پارادایم روششناسی امامتپژوهی را از قیاس ارسطویی به منطق استقرا تغییر داد
تبیین منصوص بودن امامت بر پایه حساب احتمالات و یقین ذاتی
«آیین نکوداشت اندیشههای کلامی شهید آیتالله سید محمدباقر صدر» به همت انجمن کلام اسلامی حوزه و با مشارکت دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، مؤسسه معارف اهلبیت (علیهمالسلام)، پژوهشگاه شهید صدر و پژوهشگاه قرآن و حدیث، با حضور جمعی از استادان سطوح عالی، اعضای هیئت علمی دانشگاهها، طلاب و دانشجویان در سالن اجتماعات شهید صدر دانشکده الهیات دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران برگزار شد.
در این محفل علمی، استادان برجسته حوزه و دانشگاه به بررسی ابعاد گوناگون منظومه معرفتی شهید صدر پرداختند. حجتالاسلام والمسلمین استاد رضا برنجکار پیرامون اثبات خدا با منطق استقرا، نظریه سلطنت در برابر جبر فلسفی و بازتعریف حسن و قبح به «ضرورت ارزشی» سخن گفت؛ حجتالاسلام والمسلمین استاد بهروز محمدیمنفرد دستگاه فلسفه اخلاق و واقعگرایی فرااخلاق شهید صدر را واکاوی کرد؛ حجتالاسلام والمسلمین استاد حسین صدیقی بر ضرورت دیپلماسی علمی و انتقال جهانی دستاوردهای قم تأکید نمود و در پایان، حضرت آیتالله احمد مبلغی ابعاد دانش نوپدید «کلام تاریخ» و معماری ششلایه حرکت تمدنی انسان را تبیین کرد.
در بخشی از این نشست علمی به سخنرانی حجتالاسلام والمسلمین استاد دکتر محمدتقی سبحانی (رئیس بنیاد بینالمللی امامت و رئیس مؤسسه معارف اهلبیت علیهمالسلام) با موضوع «روش نوین شهید صدر در عرضه امامتپژوهی» اختصاص داشت.
شهید صدر؛ متفکری «افقگشا» فراتر از نوپردازیهای معمول
استاد محمدتقی سبحانی در طلیعه بیانات خود با اشاره به گونهشناسی دانشمندان در مواجهه با دنیای جدید اظهار داشت: شخصیتها در ورود به دنیای علمی نوین به دو دسته تقسیم میشوند؛ گروهی دانشمندان «نوپرداز» هستند که مسائل جدید مطرح میکنند، نظریه میسازند و با نوآوریهای متنوع مسائل را حل میکنند. اما گروه دوم متفکران «افقگشا» هستند؛ بزرگانی که در کنار نوآوری، ریلگذاری میکنند، الگو میسازند و راههایی میگشایند که دهها محقق میتوانند از آن مسیر عبور کرده و امتداد حرکتشان موجب دگرگونی و تحول بنیادین در یک دانش گردد.
وی افزود: بر اساس سالها مطالعه و انس با منظومه فکری شهید صدر، معتقدم ایشان بیشک از گونه متفکران افقگشا است. کتاب کمحجم اما فوقالعاده عمیق ایشان با عنوان بحث حول الولایة یک سخنرانی یا یادداشت معمولی نیست، بلکه یک نقطه عطف تاریخی در امامتپژوهی و الگویی برای نوسازی دانش کلام به شمار میرود.
الهیات دفاعی؛ منظومهسازی عقاید با زبان مخاطب معاصر نه جدل
رئیس مؤسسه معارف اهلبیت (ع) با تصحیح یک برداشت ناصواب از رسالت متکلم تأکید کرد: در طول تاریخ همواره گفته شده کلام دانش اثبات و دفاع از باورهای دینی است؛ اما متأسفانه واژه «دفاع» گاه به معنای «جدل» فهمیده شده است. دفاع که در الهیات معاصر با عنوان «آپولوجتیکس» شناخته میشود، هیچ ارتباطی با جدل ندارد، بلکه یک نوع «الهیات تبیینی» است.
استاد سبحانی ادامه داد: کار بنیادین متکلم این است که برای مخاطبان جدید خود ادبیات تولید کند، چارچوب نظری بسازد و مباحث را با متدولوژیهای روزآمد تنسیق نماید تا انسان معاصر حقایق دینی را به خوبی فهم و هضم کند. شهید صدر نماد برجسته چنین متکلمی است؛ ایشان کتاب الاسس المنطقیة للاستقراء را صرفاً به عنوان یک کتاب روشی در منطق ننوشت، بلکه آن را به مثابه چارچوبی برای بازتعریف و عرضه روزآمد عقاید دینی سامان داد. شهید صدر احساس میکرد دیگر با استعارهها و قالبهای صوری گذشته نمیتوان با نسل علمگرا سخن گفت؛ لذا همان متدولوژی استقرا و احتمالات را که در بخش پایانی کتاب برای اثبات خدا به کار گرفت، در رساله بحث حول الولایة وارد ساحت امامتپژوهی کرد.
نقد نگاه ارسطویی و تفکیک سهگانه یقین
استاد سبحانی با تشریح پایههای معرفتشناختی منطق شهید صدر گفت: شهید صدر یقین را به سه مرتبه «یقین منطقی»، «یقین موضوعی» و «یقین ذاتی» تفکیک میکند:
- یقین منطقی: برآمده از منطق ارسطویی و استنتاجهای قیاسی مبتنی بر بدیهیات اولیه است.
- یقین موضوعی: فرآیندی است که در علوم تجربی شکل میگیرد و بر اساس مشاهده، استقرا و بررسی مصادیق، از امور جزئی به سمت گزارههای کلی حرکت میکند و ارزش احتمال گزاره را بهشدت بالا میبرد.
- یقین ذاتی: رخدادی در دستگاه ادراکی و سابجکتیو انسان است که در آن، ذهن به واسطه تراکم شواهد، احتمال ضعیف طرف مقابل را ملغی و منتفی میسازد و به باور قطعی میرسد.
وی با اشاره به نقد بنیادین شهید صدر بر منطق صوری افزود: ارسطو و منطقیین سنتی گمان میکردند اعتبار استقرا به قیاس پنهان بازمیگردد و کبرای «الاتفاقی لا یکون دائمیاً و لا اکثریاً» را کنار تجربه میگذاشتند. اما شهید صدر به درستی پرسید که خود این کبرای کلی از کجا آمده است؟ این کبرا بدیهی نیست و خودش محصول استقراست! با این اشکال، شهید صدر اثبات کرد که مسیر استقرا و علوم تجربی، مسیری کاملاً مستقل در معرفتبخشی است.
چرخش از متدولوژی قیاسی به حساب احتمالات در اثبات امامت
رئیس بنیاد بینالمللی امامت وجه تمایز و نبوغ کار شهید صدر را در اثبات نصوص امامت دانست و تشریح کرد: در طول تاریخ، متکلمان همواره از شیوه قیاسی برای اثبات امامت امیرالمؤمنین (ع) استفاده میکردند؛ یعنی ابتدا مشروعیت، حجیت و تواتر ادله اثبات میشد و سپس به مدعا استنتاج میگردید. اما شهید صدر این پارادایم را تغییر داد؛ ایشان متدی را که دانشمندان برای اثبات قوانین علوم تجربی به کار میبرند، برای اثبات یک گزاره کلامی به کار بست.
وی اضافه کرد: در منطق احتمالات، هر شاهد جدید درصد درستی یک طرف را بالا برده و از ارزش احتمال رقیب میکاهد. در پرتاب اول سکه احتمال خط یا شیر ۵۰ درصد (یکدوم) است؛ اما اگر این پرتاب چند بار تکرار شود، احتمال تصادف تصاعدی کم میشود و در ده بار پیاپی به یک در هزار و بیستوچهار تقلیل مییابد. در این مرحله، ذهن ابتدا به یقین موضوعی میرسد و سپس دستگاه ادراکی بشر به واسطه ناچیز بودن احتمال مقابل، با یک جهش معرفتی به «یقین ذاتی» دست مییابد.
استاد سبحانی تبیین کرد: شهید صدر در اثبات منصوص بودن امامت، اصلاً پیشفرض مشروعیت دینی و تعبد به آیه یا روایت را دخالت نمیدهد. ایشان هرگونه گزارش تاریخی، اعم از واقعه یومالدار، داستان تبوک، خطبه غدیر خم، شهادت صحابه در سال چهلم هجری در واقعه رحبه و حتی اشارات قرآن را به مثابه «یک داده آماری و شاهد تاریخی» در نظر میگیرد. اگر در تاریخ تنها یک گزارش منفرد وجود داشت، احتمال صدق و کذب آن ۵۰ درصد بود؛ اما وقتی صدها گزارش و شاهد با مضمونی همگرا انباشته میشود، احتمال تصادف یا ساختگی بودن همه آنها به صفر میل میکند. در اینجا محقق با ابزار تجربی و استقرایی، به صدق و مطابقت با واقع گزاره «نص پیامبر (ص) بر ولایت علی بن ابیطالب ع» یقین ذاتی پیدا میکند؛ روشی کاملاً برهانی که زبان مشترک ما با نسل جدید و جوامع علمی است.
پاسخ به شبهه خلط منطق با روانشناسی در یقین ذاتی
استاد دانشگاه و پژوهشگر ارشد کلام در بخش پایانی و در پاسخ به پرسش یکی از اساتید حاضر پیرامون اشکال مطرحشده توسط برخی صاحبنظران مبنی بر «روانشناختی بودن یقین ذاتی در منطق شهید صدر» تصریح کرد: شاگردان شهید صدر و پژوهشگران در چندین مقاله متقن علمی به این اشکال پاسخ دادهاند. یقین ذاتی در نگاه شهید صدر صرفاً یک احساس روانی یا حالت تلقینی نیست.
وی در پایان خاطرنشان ساخت: شهید صدر در مباحث قطع علم اصول، میان «اصابت موضوعی» و «اصابت روشی» تفکیک قائل میشود. قطعِ ناشی از عوامل ناموجه (مانند پریدن کلاغ) ارزش معرفتی ندارد؛ اما یقین ذاتیِ زاییده یقین موضوعی، حاصل تجمیع منطقی و ریاضی شواهد است. حذف احتمال بینهایت کوچک در پایان استقرا، سازوکار منطقی و موجه دستگاه ادراکی بشر در درک واقعیت است و خصلتی کاملاً روشی، برهانی و توجیهپذیر دارد که نباید آن را با پیشفرضهای منطق سنتی ارسطویی تخطئه کرد.

