الهیات حکمرانی در ایران؛ از بازخوانی تجربه زیسته تا مواجهه تمدنی
آیین رونمایی از پوستر نخستین همایش ملی «مسائل الهیاتی حکمرانی در ایران»، به همت قطب تعمیق ایمان دینی و با مشارکت پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی (دفتر تبلیغات اسلامی) و همکاری مدرسه عالی حکمرانی شهید بهشتی، با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران و اصحاب رسانه برگزار شد.
در این نشست علمی، پس از طرح مسئله توسط دکتر مهدی امامی، دبیر علمی همایش، حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمدتقی سبحانی به عنوان رئیس همایش، به تبیین خاستگاه مفهومی حکمرانی در غرب و ضرورت گذار از نگاههای صرفاً تکنیکال، فرایندی یا تقلیلگرایانه فقهی پرداخت و پیریزی یک بنیاد عمیق فلسفی–الهیاتی را بر پایه بازخوانی انتقادی نیمقرن تجربه عینی جمهوری اسلامی ضروری دانست؛ در ادامه نیز دیدگاههای جریانشناسانه دکتر فرامرز عابدینی، رئیس مرکز تولید محتوای مدرسه عالی حکمرانی شهید بهشتی، تاریخچه تکوین ادبیات این حوزه توسط دکتر حمید ساجدیان، عضو کمیته علمی و گاهشمار پژوهشی رویداد توسط دبیر علمی تشریح شد و در پایان، پس از پاسخگویی به پرسشهای رسانهها، از پوستر رسمی این همایش ملی پردهبرداری گردید.
متن بیانات استاد سبحانی در این رویداد
دیباچه و طلیعه بحث
بسم الله الرحمن الرحیم
و صلّی الله علی سیّدنا محمّد و آله الطاهرین، سیّما بقیّة الله فی الأرضین عجّل الله تعالی فرجه الشریف.
بنده نیز به نوبه خود، خیرمقدم و تحیت و سلام عرض میکنم خدمت حضار محترم، استادان، فضلا و اصحاب رسانه. آغاز یک رویداد جدید را در این جلسه رونمایی میکنیم و امیدواریم این حرکت، نقطه عطفی باشد و تلاشی افزونتر بر مجموعه فعالیتهایی به شمار آید که در حوزه حکمرانی در طول سالهای گذشته در ایران صورت گرفته است.
به دلیل اینکه عنوان همایش، عنوانی خاص است، شاید برای بسیاری تعبیر «الهیات حکمرانی» — آن هم با قید «ایران» — تازه و تا حدودی مبهم باشد. تلاش میکنم در قالب چند محور، نکاتی را در تبیین این ایده تقدیم حضورتان کنم.
۱. تمایز بنیادین «حکومت» و «حکمرانی» در تحول گفتمانی غرب
نکته اول، ناظر به خود واژه «حکمرانی» است که در زبان فارسی مدتی است رواج یافته و معمولاً در مقابل «حکومت» به کار میرود؛ معادلی در برابر دو واژه انگلیسی «Government» به معنای حکومت و «Governance» به معنای حکمرانی.
نخستین پرسشی که باید بدان توجه کرد این است که اساساً چرا واژه حکمرانی امروز در ادبیات سیاسی و مدیریتی جهان اینچنین گسترش پیدا کرده است؟ تصور بسیاری از افراد از حکمرانی، صرفاً گونهای از «حکومتداری» است. میدانیم که این واژه از حدود دهه ۱۹۶۰ میلادی متداول شد و از دهه ۱۹۸۰ به عنوان یک اصطلاح علمی وارد دانشهای گوناگون گردید و ادبیات گستردهای تولید کرد. البته این ادبیات هنوز به بلوغ نهایی نرسیده، اما در جنبههای کاربردی و در شاخههای مختلف علوم به شکلی گسترده در حال بهکارگیری است.
این تلقی که حکمرانی بخشی از حکومتداری یا همان اداره سنتی جامعه است، خطایی است که شاید بسیاری از کاربران فارسیزبان و حتی اندیشمندان غربی را گرفتار خود کرده باشد. واقعیت این است که حکمرانی در غرب از زمانی مطرح شد که بنبستهای «حکومتداری به معنای مدرن آن» تدریجاً آشکار گردید. نظام مدیریت کلان اجتماعی — بر اساس الگویی که در دوران مدرن بر محور «دولت» (State) تعریف میشد — از قرن بیستم به بعد با ناکارآمدیها و دشواریهای ساختاری روبهرو شد.
در تصور مدرن، دولت نهادی فراگیر پنداشته میشد که میتواند انسان را به تمام معنا زیر چتر هدایت و مدیریت خویش قرار دهد و جامعه را در مسیری که خود صلاح میداند پیش ببرد. اما به تدریج روشن شد که انسان را نمیتوان در قالبهای تکبُعدی و محدود دولت مدرن اداره کرد و اداره جامعه آنچنان که تصور میشد امری بسیط و ساده نیست.
این چالشهای عمیق در مدیریت کلان و در مقیاسهای خُرد (بنگاهها و نهادهای مدنی)، جامعه غربی را به این صرافت انداخت که باید از مفهوم محدود «حکومت و حکومتداری» عبور کرد و انسان و زیست اجتماعی او را در سطحی وسیعتر و با الگوهایی پیچیدهتر مورد توجه قرار داد.
۲. تطور مفهومی؛ از لایه تکنیکال تا بنیانهای فلسفی و الهیاتی
واژه حکمرانی در طول دهههای گذشته تطورات گوناگونی را پشت سر گذاشته است. متخصصان این حوزه نشان دادهاند که هرچه زمان گذشته، این مفهوم عمیقتر، دقیقتر و پیچیدهتر شده است. در ابتدا تلقی غالب نسبت به حکمرانی، رویکردی فنّی، تکنیکال و در حد یک «روش» و «فرایند» اجرایی بود؛ اما امروزه به تدریج آشکار شده است که حکمرانی از بنیادهای فلسفی و الهیاتی سرچشمه میگیرد که نوع نگاه به انسان و جامعه انسانی را شکل میدهد.
به همین جهت، امروزه بسیاری از نظریهپردازان اجتماعی و فلسفی چارچوبهای متفاوتی برای حکمرانی ارائه دادهاند؛ به گونهای که هر مکتب فکری متناسب با بینش خود در عرصه انسانشناسی و هستیشناسی، طرح و الگویی کلان برای حکمرانی تنظیم میکند.
۳. آسیبشناسی مواجهه با مقوله حکمرانی در ایران
در جامعه ما طبیعتاً این پرسش فلسفی و الهیاتی باید به مراتب عمیقتر و دقیقتر طرح شود. اگر غرب با گذار از دوران مدرن به پسامدرن رفتهرفته به ضرورت حکمرانی رسید، جامعه اسلامی ما از اساس بر یک مبنای نوین در بازتعریف انسان و اداره او استقرار یافته است. انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، مدعی اصلی تحول بنیادین در نگرش به انسان، غایات و سعادت او در دنیای معاصر هستند.
با این حال، در بررسی مطالعات مربوط به حکمرانی و نوع برخورد سیاستمداران با این حوزه، با یک کاستی و نقیصه بزرگ مواجهیم که انگیزه اصلی برگزاری همایش «مسائل الهیاتی حکمرانی در ایران» گردید. آن کاستی عبارت است از: «تصویرسازی سادهانگارانه از حکمرانی، برخورد در سطوح نازل و نگاه تکبعدی به آن».
امروز مقوله حکمرانی در کشور عمدتاً از جانب دو طیف دنبال میشود که علیرغم نقاط قوت، دچار نقایص روشی هستند:
- طیف کارگزاران و سیاستمداران: این گروه حکمرانی را صرفاً در حد یک «تکنیک، فرایند و سازوکار اجرایی» فروکاسته و آن را محدود به مناسبات روزمره اقتصادی، اجتماعی و سیاسی میدانند.
- طیف صاحبنظران حوزوی و مکتبی: این گروه که به دنبال نگاهی عمیقتر و مکتبی به مسئله هستند، عمدتاً رویکردی «صرفاً فقهی» اتخاذ کردهاند. تصور این دسته بر آن است که با افزودن مباحث فقه حکومتی یا نظامات فقهی به ساحت اداره کشور، حکمرانی اسلامی محقق میشود.
در حالی که چالش اصلی ما و دنیای معاصر، چالشی از جنس «مقولات الهیاتی و فلسفی» است. تحقق اداره کارآمد و سازماندهی نهادها در چارچوب نظام ارزشی اسلام، بیتردید نیازمند بنیادسازی و پیریزی نظری عمیق است.
ما بارها از دیوانسالاری، بوروکراسی غربی و نگاه سکولار به انسان در ساحت اداره گله و انتقاد میکنیم؛ اما غافلیم که این نگرش مادی و سکولار، محصول ساختار و بنیانهایی است که دولت مدرن پدید آورده است. بنابراین تا زمانی که ضلع اساسی حکمرانی — یعنی «الهیات و فلسفه حکمرانی» — به درستی طراحی و تنقیح نشود، این پروژه به سرانجام مطلوبی نخواهد رسید.
۴. روششناسی همایش؛ زایش نظریه از دل بازخوانی تجربه زیسته
ما در همایش الهیات حکمرانی، مبنا را «تجربه جمهوری اسلامی در طول چهار یا پنج دهه گذشته» قرار دادهایم. باور ما این است که تجربه کارگزاری و حکمرانی در دوران پس از انقلاب اسلامی، آکنده از تجربیاتی بسیار غنی، قابل بازخوانی و در عین حال دربردارنده چالشها و دستاندازهای جدی است.
امروز جامعه اسلامی ما به بلوغی رسیده و در مقایسه با جهان پیرامونی، تمایزهایی عینی یافته که میتواند ماده خام این تجربهنگاری باشد. بارها بر این نکته تأکید کردهایم که علم از دل کتابخانهها و فضاهای انتزاعی آکادمیک متولد نمیشود؛ بلکه از بستر بازخوانی تجربیات عینی سر برمیآورد. تمام الگوهای نوین حکمرانی در غرب، برآمده از بستر واقعیتهای میدانی بودهاند. کشور ما در چهار دهه گذشته با فراز و فرودها و حوادث گوناگونی مواجه بوده که منبعی ارزشمند برای پژوهش در عرصههای حکمرانی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است.
۵. موقعیت تمدنی معاصر؛ فرصتها و تهدیدهای پیشرو
جهان امروز در حال گذر از یک پیچ و عطف مهم تاریخی است. شاید در هیچ دورهای از تاریخ معاصر، استکبار غربی اینچنین چهره خشن و آشکار خود را به تصویر نکشیده بود. امروز حتی روشنفکران غربی نیز به این حقیقت واقف شدهاند که استمرار حاکمیت جهانی بر پایه الگوهای پیشین امکانپذیر نیست و پایهگذاران نظم مدرن، خود در حال گذار از این وضعیت هستند.
این شرایط تاریخی، توأمان یک «فرصت» و یک «تهدید» را پیش روی ما نهاده است:
- افق فرصت: فضایی برای عرضه ایده، الگو و اندیشه نوین اسلامی در عرصه اداره انسان فراهم شده است. امروز در میان جوامع انسانی، گوشهای شنوای فراوانی برای شنیدن سخنان نو با پایههای الهی و دینی وجود دارد و ما باید از این ظرفیت بهره ببریم.
- افق تهدید: اگر نتوانیم در نظام اسلامی، الگویی منسجم و استوار بر پایه ارزشها و اصول اصیل انسانی و اسلامی بنا کنیم، با تداوم سیل دگرگونیهای مدرن، خود نیز دچار استحاله خواهیم شد.
۶. پیوند نگاه کلان الهیاتی با چالشهای عینی و انضمامی
همایش الهیات حکمرانی تلاشی است هم برای بازخوانی انتقادی گذشته و هم زمینهای برای آسیبشناسی مدیریتی در دهههای اخیر. از این رو، عناوینی که در طول یک سال گذشته با هماندیشی استادان و پژوهشگران تدوین شده، موضوعاتی کاملاً انضمامی و واقعی است.
هیچکدام از محورهای این همایش، انتزاعی و صرفاً ذهنی نیستند؛ بلکه مستقیماً به معضلاتی میپردازند که مدیران، مردم و ساختارهای حاکمیتی در دهههای اخیر در ابعاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی با آنها دستبهگریبان بودهاند.
اگر بناست این بازسازی و تجربهاندوزی به درستی انجام گیرد، باید «نگاه کلاننگر الهیاتی» با «مسائل انضمامی و انگیخته جامعه» تلفیق شود. این پیوند میان لایههای عمیق الهیاتی و ساحت مسائل روزمره میدانی است که میتواند افقهای نوینی را در الگوی حکمرانی به روی ما بگشاید.
جزئیات بیشتر برنامهها و ابعاد اجرایی همایش نیز انشاءالله توسط دبیر علمی محترم و دیگر همکاران خدمت شما ارائه خواهد شد.
پاسخهای استاد سبحانی به پرسشهای مطرحشده در نشست
پرسش اول: آیا رویکرد بینالمللی نیز در طراحی همایش دیده شده است؟
پاسخ استاد سبحانی:
تصور و برنامه نخستین ما این بود که همایش را در مقیاس بینالمللی برگزار کنیم؛ چرا که ادبیات حکمرانی در خارج از کشور با سرعت و جدیت دنبال میشود و اعتقاد داریم عدم مشارکت ما در فرایند تولید دانش جهانی، به انفعال منجر خواهد شد.
اما واقعیت این است که ادبیات الهیاتی و فلسفی بومی ما پیرامون حکمرانی هنوز به پختگی و قوام لازم نرسیده است. ما پیش از هر چیز نیازمند نوسازی، پرورش و بازسازی ادبیات علمی خود هستیم تا قدرت دیالوگ، مفاهمه و هماوردی معرفتی را در مواجهه با دیگر مکاتب به دست آوریم.
تحقق این مهم در گرو این است که تجربه حکمرانی دهههای گذشته در جمهوری اسلامی و سده اخیر در ایران، بدون نگاههای انتزاعی و با حضور در صحنه عینی، مورد بازخوانی و آسیبشناسی دقیق قرار گیرد تا چارچوبها استخراج شود. از این جهت نقشه راه ما حرکت گامبهگام است. حدود دو سال است که دبیرخانه علمی در حال تولید محتوا، شناسایی ظرفیتها و پایهگذاری این ادبیات است و پس از برگزاری موفق همایش ملی، ورود به عرصههای منطقهای و بینالمللی را آغاز خواهیم کرد.
پرسش دوم: همکاران و نهادهای مشارکتکننده در این طرح کدام مراکز هستند؟
پاسخ استاد سبحانی:
«مدرسه عالی حکمرانی شهید بهشتی» (وابسته به دانشگاه عالی دفاع ملی) به جهت پشتوانه مطالعاتی و ظرفیتهای ارزشمندی که داراست، از همکاران اصلی ما در این رویداد است. در کنار آن، تلاش شده است تا از عموم ظرفیتها و مجموعههای دغدغهمند در حوزه و دانشگاه در پیشبرد کار بهره گرفته شود.
پرسش سوم: با توجه به تقدم ساحت عینی و اجرایی بر مباحث نظری، عملیاتیسازی و فرهنگسازی این ایدهها چقدر زمانبر خواهد بود؟
پاسخ استاد سبحانی:
پرسش بسیار دقیقی است. در این همایش باور بنیادین ما این است که نظریهپردازی باید در متن میدان جریان یابد. مسائلی که به عنوان محورهای همایش برگزیده شدهاند، همان پروندههای روی میز اداره و تدبیر کشور هستند؛ مسائلی مانند:
- مرز میان حوزه خصوصی و حوزه عمومی در جامعه ایرانی،
- مسئله مالکیت خصوصی،
- ساحت رسانه و حکمرانی فضای مجازی،
- مسئله آزادی و حقوق شهروندی.
تاکنون رویکرد غالب نسبت به این مسائل، نگاههای مقطعی، انفعالی و روزمره بوده است؛ در حالی که ریشه کارآمدی، فرهنگسازی و حتی اصلاح رویههای عملی از همین ساحت الهیاتی آغاز میشود.
علاوه بر این، قرار نیست این مباحث در محافل بسته حوزوی و دانشگاهی محصور بماند؛ ضلع سوم این همایش، خود «کارگزاران و مدیران نظام جمهوری اسلامی» هستند. آنان در نشستها، مصاحبههای عمیق و رویدادهای علمی حضور خواهند یافت تا هم تجارب عینیشان شنیده شود و هم تصمیمات و عملکردهایشان مورد واکاوی قرار گیرد. بنابراین بازخوانی گامبهگام این پروندههای واقعی در کنار دستاندرکاران نظام اداره کشور، همزمان فرایند مسئلهشناسی، آسیبشناسی، ارائهراهکار و فرهنگسازی را پیش خواهد برد.


